همیشه وقتی به تو فکر می کنم

   رگ هایم خشک می شود

   چون رودی که

   در رویای سی و سه پل هم

   دیگر جاری نیست

   چون گربه ای که

   قرن هاست آبستن است

   و بچه های مرده می زاید

   چون پرنده ای که

   زخم بال هایش

   از کهریزک ذهن من

   فراتر نمی رود

   چون نگاه محزون عاشقانه ام که

   به قاب عکس قدیمی روی دیوار

   خیره مانده است

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٦/٤/٢٢ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : علی اریا | نظرات ()