. . . . . . .

   روی مهتابی ذهن ،

  - بدوی ترین شکل رویاهای آدم-

   پرواز می کنم ،

   در عرشه ی خیال .

   چون پرنده ای ،

   در فاصله ی تفنگ و درخت ،

   که از آواز خویش ،

   مرثیه ای می سازد ،

   در ذهن شکارگری ،

   که روزی،

   کودکی اش را ،

   با ترانه ای اینچنین،

   عاشق بوده ست .

   - عاشق .

  

    



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۸ | ٢:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : علی اریا | نظرات ()