می خواستم فراموشت کنم

   بار اول

   باد آمد

   شیشه ی پنجره شکست

   از صرافت افتادم

   *   *   *

   یک شب دیروقت بی خواب شده بودم

   می خواستم فراموشت کنم

   از پنجره های بالایی صدای موسیقی می آمد

   کتابم را بستم

   و به تو فکر کردم

   خوابت پر از دریاها و درناها بود

   موسیقی ادامه داشت

   و تو

   روی ساحل خیال موج می شدی

   *   *   *

   یک بار هم زده بودم به کوه

   می خواستم فراموشت کنم

   زیر یک درخت بلوط

   دو روباه زیبا به من زل زده بودند

   و کوله ام پر از مهر تو بود

   *   *   *

   نمی شد

   تنها بودم

   و لابد

   نمی خواستم فراموشت کنم

  

  



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۳٠ | ٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : علی اریا | نظرات ()