ساحل ،

   پر است از زباله و مآمور .

   وقتی می خواهم دریا را توصیف کنم ،

   سوار قایقی می شوم .

   و میان رویای ماهی ها ،

   پارو می زنم .

   برای توصیف درخت ،

   دور  درخت ها می چرخم .

   و روی بلندترین شاخه ،

   آواز پرنده ای را نقاشی می کنم .

   روی تیره گی آسمان ،

   رنگ آبی می پاشم .

   و کنار یک تکه  ابر سفید پنبه ای ،

   برای کلاغ ها و درناها ،

   دانه می ریزم .

   اما وقتی به تو می رسم ،

   می نشینم ،

   شاعر می شوم ،

   و  آرامش ات را اندازه می گیرم .

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : علی اریا | نظرات ()