" چند پرنده"

 

   روی شاخه های یک درخت،

   چند پرنده نشسته اند .

   یکی کلاغ ،

   باستانی .

   تنها تر از کاریزی خشک ،

   یادگار سال های فراموشی .

 

   درنای مهاجر ،

   روی شاخه ی جوان .

   بال های خسته را

   شانه می کند .

 

   جغدی نحیف ،

   با چشم های باز

   مفتون قصه های شب .

 

   بر بلند ترین شاخه ،

   عقاب وقار ،

   خیره به کوه های دور .

 

   آخرین شاخه،

   در انتظار من .

   نشسته ام ،

   بال های بسته ام ،

   کی باز می شود ؟

 

 

/ 2 نظر / 23 بازدید
ماه برکه

از کدام زاویه سفال کهنه ی گرانقدر لبه های خود را طلایی درخشش این همه نور کرده است ؟! از کدام خورشید؟؟!

ماه برکه

عقاب ها چگونه به گونه ی هم بوسه می زنند؟!