پشت صحنه ی "قیصر"

 

   تا خشم خویش را فرو می خورم

   دشنه ای ست که در نمای بعد

   از کنار من رد می شود

   این بار "کیمیایی" است

   که کات می دهد

   تا نور روی صورت "قیصر" را

   "حقیقی_  -روانش شاد-"

   اصلاح کند

   در برابر ویترین تیغ ها و چاقوها

   می ایستم

   و به صورت "نادری" فلاش می زنم

   دسته ی سباه پوش_ سیاهی لشکر

   زیر تابوت "فرمان" ایستاده اند

   و برادران_ نقش منفی

   سر افکنده

   کنار خانم "بنایی" ماتم گرفته اند

   احساس می کنم

   آن که روی چهارپایه ی چوبی نشسته

   و نت های ضرب را می نویسد

   "اسفندیار" مغموم است

         *   *   *

   دستی بالا می رود

   چراغ ها روشن

   همه آرام می شوند

   دوباره این "قیصر" است

   که بی تاب

   پاشنه اش را ور می کشد . . .

 

   گرگان

   1393/6/4

/ 2 نظر / 16 بازدید
تبادل لینک

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... خواستار تبادل لینک با وبلاگ زیباتونم... اگه شمام مایلید منو با عنوان " دانلود رایگان نرم افزار " و با آدرس www.RahDL.iR لینک کنید ( تو قسمت پیوند های سایت ) . بعدش بهم اطلاع بدید تا وبلاگ زیباتونو با افتخار لینک کنم. امیدوارم موفق باشید در پناه حق...

فرناز

بعید می دونم کسی قیصر رو دوست داشته باشه و اینو نه ! بعید می دونم کسی پشت صحنه هارو دوست باشه و اینو نه ! بعید می دونم کسی شعر دوست داشته باشه و اینو نه !