"کوچ"

   آخرین بار که پرنده بودم

   همه را جا گذاشتم

   لانه ای که عقیم بود

   و سپیداری تنها

   در کنار کاریزی خشک .

   آخرین باری که ماه را دیدم

   هلال ماه

   خنجر بود

   و ستاره ها

   میان دشت ترکمن

   روی گندم زارها فرو افتاده .

   آخرین بار که شاعر بودم

   رقص پروانه ها

   لابلای بنفشه ها

   در فاصله ای از نگاه تو

   چون واژه های یک شعر کوتاه عاشقانه .

         . . . . . . .

   آخرین بار

   اما . . .

   هیچ نبود

   نه پرنده

   نه ماه

   نه شاعر

   پروانه  نیز

   من  هم . . .

 

 

  

/ 1 نظر / 12 بازدید
ماه برکه

کاش ماه بی خنجر بود و ستاره ها همچنان سوسو می زدند برای روشنایی برکه .....! قدر دان شاعر هفت پرده برای این شعر زیبا ، شاعری که می نویسد: کوچ ، اما نمی رود از دل ما ! می نویسد: هیچ ، اما هزار شعر عاشقانه دارد برای پروانه ها ! می نویسد : سکوت ، اما فریاد می زند......!!